پدرم فرمود: مي‏گويد: بچه‏ ام را فلاني صيد كرده، از روز گذشته تا حال شيرنخورده، ‏خواهش مي‏كنم آن را از او گرفته نزد من بياور تا به او شير بدهم. ‏


امام سجاد عليه السلام شخصي را نزد صياد فرستاد و به او پيام داد آن بچه آهو را بياور. ‏وقتي آورد، آهوي مادر تا بچه‏ اش را ديد، چند بار دست‏ هايش را به زمين كوبيد و آه جانكاه ‏و غم‏ انگيزي كشيد و بچه ‏اش را شير داد. ‏

سپس امام سجاد عليه السلام از صياد خواهش كرد كه بچه آهو را آزاد كند، صياد قبول ‏كرد. امام بچه را از او گرفت و به مادرش بخشيد، آهو با همهمه خود سخني گفت و ‏همراه بچه‏اش به سوي صحرا روان شد. ‏

حاضران به امام سجاد عليه السلام گفتند: آهو چه گفت؟ امام فرمود: ‏

‏«براي شما در پيشگاه خدا دعا كرد و پاداش نيك طلبيد».

بحارالانوار، ج 45، ص 30.