آشنايي با علوم خطرناك!
روزي مردى به حضور امام سجاد (كه سلام خدا بر او باد) آمده و از امام چندتا سوال كرد و از آن حضرت پاسخ سوالهايش را گرفت.
وقتي مرد جوابش را گرفت، از پيش امام مرخص شد، ولي چند قدمي بيش نرفته بود كه دوباره نزد امام بازگشت و سوال ديگرى را مطرح نمود، و گويا تصميم داشت همچنان به سوالات خود ادامه دهد.
امام سجاد(ع) براى آنكه به او بفهماند، دانستن براى عمل كردن است، نه انباشتن، رو به او كرد و فرمود: در كتاب مقدس "انجيل" نوشته شده است : مادام كه به آنچه ميدانيد، عمل نكردهايد، از آنچه نمى توانيد نپرسيد[ و به دنبال افزايش علم خود نباشيد]، زيرا اگر به اندوختههاى علمي، عمل نگردد، حاصلي جز كفر و ناسپاسي براي صاحبش نداشته و موجب دورى او، از خداوند مىگردد.
علم، آدميت است و جوانمردى و شرف و رنـه ددى بـه صـورت انـســان مـصــورى
بار درخت علم نباشد بجـز عمـل با علم اگر عمل نكنى، شاخِ بىبرى1
وقتي مرد جوابش را گرفت، از پيش امام مرخص شد، ولي چند قدمي بيش نرفته بود كه دوباره نزد امام بازگشت و سوال ديگرى را مطرح نمود، و گويا تصميم داشت همچنان به سوالات خود ادامه دهد.
امام سجاد(ع) براى آنكه به او بفهماند، دانستن براى عمل كردن است، نه انباشتن، رو به او كرد و فرمود: در كتاب مقدس "انجيل" نوشته شده است : مادام كه به آنچه ميدانيد، عمل نكردهايد، از آنچه نمى توانيد نپرسيد[ و به دنبال افزايش علم خود نباشيد]، زيرا اگر به اندوختههاى علمي، عمل نگردد، حاصلي جز كفر و ناسپاسي براي صاحبش نداشته و موجب دورى او، از خداوند مىگردد.
از من بگوى عالم تفسير گوى را گر در عمل نكوشى، نادان مفسرى
علم، آدميت است و جوانمردى و شرف و رنـه ددى بـه صـورت انـســان مـصــورى
بار درخت علم نباشد بجـز عمـل با علم اگر عمل نكنى، شاخِ بىبرى1
متن روايت:
علي
بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن القاسم بن محمد ، عن المنقري ، عن علي بن هاشم
بن البريد ، عن أبيه قال : جاء رجل إلى علي بن الحسين عليه السلام فسأله
عن مسائل فأجاب ثم عاد ليسأل عن مثلها فقال علي بن الحسين عليه السلام :
مكتوب في الإنجيل لا تطلبوا علم ما لا تعلمون ولما تعملوا بما علمتم ، فإن
العلم إذا لم يعمل به لم يزدد صاحبه إلا كفرا ولم يزدد من الله إلا
بعدا.2
پي نوشتها:
1- سعدي
2- كافي - شيخ كليني - ج 1 - ص 44 - 45
+ نوشته شده در جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ ساعت 10:17 توسط منتظر
|
صحیفه سجادیه، مجموعه ای از ادعیه امام سجاد ـ علیه السلام ـ است كه بعد از قرآن كریم و كتاب مقدس نهج البلاغه حاوی والاترین معارف الهی شمرده می شود و به حق (اخت القرآن) و انجیل اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و زبور آل محمد ـ علیهم السلام ـ لقب یافته است. پیشوای چهارم بعد از حادثه خونین كربلا كه همه راهها را برای بیان حقایق مسدود یافت، با زبان دعا به ارشاد بشر پرداخته و تا ابد به جوامع انسانی رهنمودهای ارزنده ارایه می دهد؛ رهنمودهایی كه اندیشمندان سترگ و دانشمندان بزرگ را حیران ساخته است. در سال 1353هـ.ق مرحوم آیت الله العظمی نجفی مرعشی ـ قدس سره ـ نسخه ای از صحیفه سجادیه را برای علامه معاصر مؤلف تفسیر طنطاوی (مفتی اسكندریه) به قاهره فرستاد وی پس از تشكر از دریافت این هدیه گرانبها و ستایش فراوان از آن در پاسخ چنین نوشت. «این از بدبختی ماست كه تاكنون بر این اثر گرانبهای جاوید كه از مواریث نبوت است دست نیافته بودیم، هر چه در آن می نگرم، آن از گفتار مخلوق برتر و از كلام خالق پایینتر می یابم. [1] صحیفه سجادیه تنها شامل راز و نیاز و بیان حاجت در پیشگاه خداوند متعال نیست، بلكه دریای بیكرانی از علوم و معارف اسلامی است كه طی آن مسائل عقیدتی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و پاره ای از قوانین طبیعی و احكام شرعی در قالب دعا مطرح شده است.