1. خوددوستي (حب ذات)

يكي از ويژگي هاي فطري انسان كه از جمله مباني تربيتي در صحيفه سجاديه نيز به شمار مي آيد، انگيزه «خوددوستي»1 است. خوددوستي به اين معناست كهانسان در مرتبه ذات نفس، خويشتن خويش را دوست دارد.2 بنابر نظر محمد قطب، نخستين و اصلي ترين گرايشي كه با اراده خدا در نهاد انسان قرار داده شده، خوددوستي است. وي مي افزايد خوددوستي، كششي است كه انسان را به كار و تلاش اميدوار مي كند و سبب مي شود انسان براي سعادتش بكوشد. اگر اين خوددوستي نبود، انگيزه اي نبود كه انسان را به حركت وادارد.3
«حب ذات» يا خوددوستي به صراحت در صحيفه سجاديه عنوان نشده است، ولي به صورت هاي مختلف در بعضي از دعاها به آن اشاره شده است. براي مثال، در دعاي هفتم صحيفه، حضرت به هنگام كار دشوار و دل آزار يا پيشامدهاي سخت يا غم و اندوه مي فرمايد:
يا مَن تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الَمكارهِ، وَ يا مَن يُفْثَأُ بِهِ حَدُّ الشَّدائد، وَ يا مَنْ يُلْتَمَسُ مِنَهُ المَخرَجُ اِلي رَوْحِ الفَرَج.4
اي آن كه گره هاي ناگواري ها به دست او باز مي گردد و اي آن كه تيزي و برندگي سختي ها به او كند و شكسته مي شود و اي آن كه رهايي يافتن از گرفتاري ها و رفتن به سوي آسايش و گشايش و خوشحالي، از او درخواست مي گردد.
دعاهايي كه امام در آن درخواست رفع تنگ دستي مي كند، غيرمستقيم به اين مضمون اشاره دارد:
وَ لا تَفْتِنِّي بالاِسْتِعانَةِ بِغيرِكَ اِذَا اضْطُرِرْتُ، وَ لا باْلخُضُوعِ لِسُؤالِ غَيرِكَ اِذَا افْتَقَرْتُ.5
و مرا چون بيچاره شوم، به ياري خواستن از غير خود، و چون فقير گردم، به فروتني براي درخواست از غير خويش، آزمايش مفرما.
همچنين درخواست هايي كه امام در مورد سعادت، كمال، قدرت، نعمت و مانند آن از خداوند دارد، همه برخاسته از خوددوستي است و اينكه انسان هميشه به دنبال خوبي ها بوده و از ناراحتي ها و سختي ها گريزان است. پس اين ويژگي، امري فطري است و به خودي خود، مطلوب است.
اساسا گرايش خوددوستي، خاستگاه تمام گرايش هاي ديگر است. به بيان استاد مصباح يزدي، حتي گرايش به خدا و محبت به خدا نيز در اين گرايش نهفته است و از رهگذر حب ذات يا خوددوستي، ناآگاهانه نقش خود را ايفا مي كند و سبب مي شود انسان به مقاصد عالي برسد. البته اين مرحله از خدا دوستي، ابتدايي ترين مرحله آن به شمار مي رود و مراحل بالاتر كه معرفت شهودي است، با آگاهي كامل تر همراه است.6
بنابراين، خوددوستي را بايد يكي از ويژگي هاي مهم انسان دانست كه خاستگاه رفتارهاي انساني اوست. خوددوستي، غريزه اي است كه اگر به آن توجه شود و در مسير درستي هدايت شود، منشأ عزت خواهي، كمال جويي و سعادت مندي مي شود. در مقابل، اگر به انحراف كشانده شود، روح استكبار و سركشي بر انسان چيره مي شود و به رفتارهاي ناپسندي مانند خودخواهي، خودبرتربيني و آزمندي مي انجامد.